ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )

251

شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )

مىشود . زيبايى اين تشبيه نزديك است كه اين مجاز را به حقيقت ملحق سازد تا آن جا كه توبه جزو اشخاص شفاعت كننده شود ، كه لفظ شفيع بر حسب وضع لغوى بر آن اطلاق گردد و منظور اين است كه توبه پيروزمندترين شفيع در بر آوردن حاجت از هر شفاعت كننده اى است ، به اين دليل كه علما اتفاق نظر دارند كه شفاعت ردّ نمىشود . امّا معتزليان اثر توبه را بر خدا واجب مىدانند و حكما اثر توبه را از سوى خدا لازم مىدانند و چون مذهب ابو الحسن اشعرى ثابت شود به مذهب دوم ( مذهب حكما ) بر مىگردد اگر چه گويد اثر توبه از لطف الهى است ، زيرا پس از كنجكاوى در مذهبش باز مىگردد به اين كه آن تفضّل ، توجّه ذات حق در بخشايش نفسى است كه آماده شده تا توبه اش پذيرفته شود و اين فيض در واقع از طرف خدا واجب مىباشد . بايد بدانى كه از فصاحت اين لفظ با مختصر بودنش اين است كه مخيّر مىباشى كه لفظ نجح را در آن بر هر يك از سه معنايى كه دارد حمل نمايى . در مورد معنايى كه پيش از اين شناختى ، امّا در مورد معناى سرعت : هيچ وسيله اى در به دست آوردن شفاعت سريعتر از توبه نمىباشد ، چون نعمتى كه از طرف پروردگار بر بندهء گنهكار افاضه مىشود جز بر پذيرش حق و آمادگى بنده به محقّق شدن توبه متوقّف نمىباشد . امّا به معناى صواب به اين دليل است كه هيچ شفيعى در پذيرش رحمت و بخشش از بخشندهء رحمت راستتر از توبه نيست . زيرا غير از توبه هر چه را وسيلهء رحمت و آمرزش قرار دهى مانند جان و مال بخشيدن در جهاد ظاهرى يا كارهاى ديگر در صورتى كه توأم با پافشارى بر گناه و توبه نكردن باشد ، نفعى ندارد و از كيفرى كه به سبب آن حاصل مىشود رهايى ندارد . بنا بر اين توبه صادقترين وسيله و صحيحترين فكرى است كه گنهكار آن را بر مىگزيند و خداوند منان در قرآن كريم به توبه امر كرده و بدان تشويق فرموده است و به توبه كننده وعده هاى خوب داده و او را ستوده است . چون توبه وسيلهء بزرگى از وسايل خوشبختى هميشگى است و به وسيله آن رهايى از زنجيرهاى اشكال هلاك كننده حاصل مىشود . خداوند متعال فرموده است : « اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد ، به سوى خدا توبه كنيد توبهء نصوح » ( 1 ) به ترك قطعى گناه و پشيمانى راست و تصميمى استوار . « اميد است پروردگارتان بديهايتان را بسترد و شما را در باغهايى در آورد كه از زير آنها جويها روان

--> ( 1 ) تحريم ( 66 ) اول آيه 8 .